امير حسن علاء سجزى دهلوى
68
رساله مخ المعانى ( فارسى )
و هم اهل لعب آن را ادراك نتوان كرد و محتسب كه چنگ و بربط مىسوزد يعنى او را آن ساعت از خداى ياد مىآيد كلّا و حاشا هر كرا در باطن با او شغلى ظاهر باشد پيش او با غير او چه اشتغال - مقصود آن شخص از آن امر معروف تمشيت شغل خود است و رعايت رسوم معهوده - اگر دل آن به حقيقت متعلق حق باشد او خود هرگز متقلد آن شغل كى شود - بيت اى محتسب آن چنگ چه مىسوزى و بربط * آخر نه كه با سوختگان ساخته بودند نكته حجة الاسلام امام محمد غزالى رحمة الله عليه و طيب الله سره در احياء العلوم درين باب فصلى منشرح رانده است و در بعضى كتب حكايت قبايل عرب و اثر سماع در اشتران بسيار آمده است - در بعضى مواضع نيز در صحراى صيدگاه قومى را مىاستادند تا سرود گويند با مزاميرى صوت او در دماغ هركه فرومىشود و لوله از اندرون او پيدا آيد - همچنين گويند و اين حكايت در غايت شهرت است كه آهو